تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : happy autmn
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
نظرات
بسم الله الرحمن الرحیم




پست ثابت


 
سلام!

به وبلاگ ما خوش اومدین!




عکس و تصویر خوشحالی یعنی ... در چادری شدن دوستت نقش داشته باشی .. که باعث یه تلنگر ...

+ برای سلامتی  و تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلوات!

+این وبلاگ فعلا توسط دو نفر اداره میشه. پاییز و بهار. به علت متولد شدن توی این دو فصلل این اسم هارو برای خودمون انتخاب کردیم

+نظراتتون خوشحالمون میکنه

+انتقادات و پیشنهاداتتون رو پذیرا هستیم...

+یاعلی

نویسنده : happy autmn
تاریخ : پنجشنبه 31 فروردین 1396
نظرات
یا حبیب التوابین

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/403/1206381/DSC_0012.jpg

نرگس های حیاط  دایی جان...فروردین 96...
صالی اینبار آلبوم فروردینمو زود تر شروع کردم به گذاشتن...خخخ


امام خمینی (ره)
هشدار میدهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای "کشور" و "اسلام" است.همیشه انحرافات به تدریج در یک نظام وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید.
25 اردیبهشت 63



دلم میخواد برم پیاده روی.. بهااار، هوای خوش! اما مادر جان میگوید نروم! چون چند دقیقه دیگه با خواهر جان میخوایم بریم خونشون...
میگن همون موقع پیاده برو


دلم میخواد نقاشی بکشم و کاردستی درست کنم! از اثرات گشتن با بهار و هانیله دیگه...


دوشنبه میان ترم ها شروع میشه...اولیش هم نحو!
از 13 تا درس فک کنم 6 تاشو خوندم! میخونم میخونم! امروز شرو میکنم اصلا!


6 تا جوونه گلدونمون بزرگ تر شدن..عزییییییییزم
هر روز نگاهشون میکنم، براشون اگر یادم باشه صلوات میفرستم! فتبارک الله احسن الخالقین! چقد دوست داشتنی ان!


یکی از خانم های سال بالایی اون روز با بچه اومده بود حوزه.دختر بچش هنوز فک کنم 1 سالش نشده بود. لپش خییییییلی نرم بود. جان..عزیییزم.
خیلی حس آرامش بخشی داشت. چقد بچه ها معصومن...


دیروز با بهار رفتیم ا.ا
از خستگی ها که اصلا نگم...
اون جا هم 2 تا از فاطمه ها بودن. 4 تایی یه سری رزق (جملات کوچیک رو مثلا رو مقوا و اینا میچسبونیم، بچه ها به عنوان رزق معنوی روزشون نیت میکنن برمیدارن) درست کردیم.
یه عالمه فکر کردیم و ایده دادیم. آخر سر شد جزء رزقای معمولی تقریبا!

لحظاتتون پرازیاد خدا. علی علی

(31 فروردین 96 - پاییز.ن)

پ.ن: کل خاطره های فروردینم شد 17 تا!
پ.ن2: اسم خدا که برای این خاطره نوشتم:
چقدر قشنگ! دوست داره اون کسایی رو که اشتباه کردن! اما اومدن و توبه کردن! گفتن خدایا ببخشید!


نویسنده : happy autmn
تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1396
نظرات

عکس و تصویر خورشید زمین تولدت کی رخ داد؟ ما بین دو ماه مختلف درگیریم بهتر که نگویی ...


خورشید زمین تولدت کی رخ داد؟
ما بین دو ماه مختلف درگیریم
بهتر که نگویی و ندانیم آقا
هرماه برایتان تولد گیریم

تاریخ تولد رهبر در شناسنامه: 24تیر
تاریخ تولد به گفته خودشان: 29فروردین


مرتبط با: شعر , مذهبی , تصاویر ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1396
نظرات
عکس و تصویر خوش بُود گر به سرِ قبر من افتد گذرش

خوش بُود گر به سرِ قبر من افتد گذرش......










پ.ن:
به لیلی:
رمز این رمز داره ک مخصوص توئه، همون رمز مطلبته که با بقیه رمزات فرق داشت منم داشتمش....


مرتبط با: تصاویر , مذهبی ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1396
نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نویسنده : happy autmn
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1396
نظرات
یا سرورَ العارفین

چقدر حرص در آر شُده میهن بلاگ!
مسخره است نوع کامنت دادنه که ی سری چیزا رو باید علامت بزنیم بفهمه ربات نیستیم:/
خوشم نمیاد.
عدد هارو بیشتر دوس داشتم:/


دیروز برا فاطمه سادات تولد گرفتیم. ندا و الهه چشمشو بستن، من دوربین گرفتم دستم برای فیلم گرفتن، مائده کیکو گرفت دستش! با 18 تا شمعِ روشن!
آخی...
یذره جیغ جیغ هم کردیم:)
کلی فیلم و عکس گرفتیم...
همه با گوشی ندا و فاطمه سادات.
از این رو چون هنوز عکسارو نگرفتم ازشون نتونستم بذارم اینجا
خوش گذشت اما....



امروز استاد نیومده بودن باشگاه:/ وضعیـ شُده عستـ عآ :|


به طرز تنفر آمیزی هنوز دوستش دارم...
با اتفاقایی که افتاده باید از چشمم هم میفتاد! اما دوستش دارم.
میبینمش حرص میخورم که هست! ولی دوستش دارم....


امروز بهار جانم حالش بد بود.دلش درد میکرد و... مسئول واحد آموزش اومد گفت خانم ح چی شده؟ سرش رو اورد بالا، گریه کرده بود!! و صورتش درست مثل همه وقتایی بود که بغض میکنه! و من با دیدن گریه اش بدون بغض کردن اشک تو چشمم جمع شد! و رومو برگردوندم که مائده نبینه! همین مونده اون هم بخواد چیزی بگه به ما....


لحظاتتون پرازیادخدا.علی علی

(28فروردین 96-پاییز.ن)



پ.ن:صدای پچ پچ غم...هیس! هیس! ساکت باش!
سکوت در دل بی تاب من بهم خورده است

پ.ن2: لیلی اینبار واقعا کتک میخواهی عآ...
وبت را چرا میبندی آخر؟!


پ.ن3 : بچه ها چرا کم هستین؟! صالی که عروسی دارن! فاطمه و اون یکی فاطمه و نگین و لیلا و پسته و زهرا هانیل! یکدفعه همگی فعالیتتون کم شد!! کجایید؟!


مرتبط با: خاطره ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : شنبه 26 فروردین 1396
نظرات
یا نِعمَ القریب
ای که خوب نزدیک هستی

سلام...

باشگاه نرفتم امروز. کلاسام طول کشید. دیگه تا برگردیمو ناهار بخوریم دیر شد. آقای پدر گفت الان برید ورزشم که نمیتونین بکنین! تازه ناهار خوردین!
و این شد که نرفتیم


آزمون دان 2 نزدیک است:/ اردیبهشت :/ نمیدونم دقیق چندم
آزمون ندوس. چرا؟! چون یه سری آدم بد اخلاق که بیشتر از اینکه بخوان نکات مثبت رو ببینن، دلشون میخواد نکات منفی و ببینن و بچه ها رو رد کنن!
چون انگار عقده رد کردن دارن!
میخوان بگن مردود یه جوری پشت میکروفون اسم و فامیلی تو میخونن و میگن : مررردود که تا چن روز فقط کابوس میبینی!


نان بربری گرم خیلی دوس.....
یادمه ابتدایی بودم با دوتا دوستام میرفتیم خونه از مدرسه، بعضی روزا پولامونو میذاشتیم رو هم نون بربری میخریدیم!
سیر میشدیم قشنگ ... چقدرم میچسبید!


بهمون از چند روز قبل اطلاع داده بودن که شنبه ناشتا باشیم تا ازمون آزمایش بگیرن!
و من امروز یادم رفت چیزی نخورم!!!
قشنگ با شکم سیر رفتم حوزه!
خانومه هم اسممو خط زد و آزمایش نگرفتن ازم.


ارزش بعضیا، به ولایت مداریشون بود.
تو که خراب کردی ولایت مداری تو! حرف حضرت آقا رو هم " حرف یه نفر! " دونستی.... نه یه صحبت از روی دلسوزی از کسی که بهتر از تو-خیلی خیلی بهتر - همه جانبه و با درنظر گرفتن مصلحت کشور صحبت میکنه!
"نباید بیای " یعنی نباید "بیای! " نه که بیای و به نفع یکی بری کنا...یا با این وضعی که پیش میره، بیای و بمونی!
بعضیا میفهمن چه میکنن! فهمیده ضربه میزنن!



ـ « مردم ما خیلی خوب هستند. از مردم دوره انبیا و اولیا هم بهتر!
مردم آن زمان امام و نبی زمان خود را تنها گذاشتند...
مردم ما دعوت فرزند حضرت زهرا.سلام الله علیها. رو لبیک گفتند! پشتش ایستادند تا انقلاب شکل گرفت...»
{حاج آقا طائب }


تو قابِ عکس مرا دیده ای.... نمیدانی
نشاطِ چهره ی در قابِ من بهم خورده است! {نجمه زارع }


سرم درد میکرد امروز... عجیب بود. من خییییییلی کم پیش میاد سرم درد بگیره


امروز تولد فاطمه سادات بود. الهه میخواست پیتزا مهمونمون کنه. نشد. چون امروز جلسه خیلی طول کشید نشد دیگه بریم...
بعد تصمیمشون مثل اینکه بر این شد بریم کیک!
خیلی بعیده که بشه بعید میدونم خانواده جان اجازه بدم که من پاشم با چند تا دوستام به عنوان تولد بریم کافی شاپ کیک بخوریم!
خب حالا... احتمالش هم هست.
خودمو میندازم تو دل مشکل، یا میشه یا نمیشه!

لحظاتتون پرازیاد خدا. علی علی

(26 فروردین 96 - پاییز.ن)


پ.ن: چه زود 26 روز گذشت. چه زودتر 17 روز گذشت(رجب) کاش یه تغییر اساسی میکردم...

{به رویدادی بزرگ محتاجم... اتفاقی که بی خبر باشد.... }




پ.ن 2 :من عاشق بند 52 - 53 جوشن کبیرم..
اسم بالا از بند 52
ای بهترین نزدیک.....

نحن اقرب الیه من حبل الورید

مرتبط با: خاطره ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : شنبه 26 فروردین 1396
نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم


رهبرانقلاب:انتخابات مصداق «اِن تَنصُرُوا الله» است.اگر شما خدا را نصرت کردید، خدای متعال هم شما را نصرت خواهد کرد.حضور مردم در انتخابات،یکی از همین چیزها است. ۹۴/۱۱/۱۹

عکس و تصویر  </div>
<br>
<div id=

نویسنده : happy autmn
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1396
نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نویسنده : happy autmn
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1396
نظرات
عکس و تصویر تقدیم به #همه سیاسیون !! شهید سید مرتضی آوینی: آنان که معنای ولایت را نمی ...


آنانکه معنی ولایت را نمی دانند در کار خود سخت در مانده اند....

#سید_مرتضی_آوینی









نویسنده : happy autmn
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1396
نظرات
یا من یقضی و لا یقضی علیه

ای آنکه قضاوت می کنی و برتو قضاوت نشود

http://photos03.wisgoon.com/media/pin/photos03/images/o/2017/4/13/9/1492060509012288.jpg


سلام سلااااااااااااااااام

+وباز هم تحقیقی دیگر! :|
و کیست که هنوز نداند من از تحقیق بدم می آید؟:|
البته تحقیقی که منابعش مشخص باشه و بدونم دقیق ازم چی میخواد رو دوس دارما...
خخخخ خسته نباشم:)
خب حالا شیخ فضل الله نوری و مشروطیت چی میگن؟!


+دیروز باشگاه...
فقط میتونم بگم: عجب....عجب....



+دیروز برا خواهر کوچولو جان کارتون گذاشتم. همچین هم کوچولو نیستا. ششمه....
اما کیف کردندنی.....


+چادر سیاه کرده به سر ماه آسمان
گویا خیال کرده که تمثال زینب است!


+تسلیت میگم وفات حضرت زینب سلام الله علیها رو


+کاندید شدن افراد دیپلمه و افرادی که اصلا رجل سیاسی نیستن چی میگه؟!
آقا حداقل وقت شورای نگهبان و نگیر!
بیکارن مردم که شرایط اولیه رو ندارن ثبت نام هم میکنن؟!
والا.....


عکس و تصویر چادر سیاه کرده به سر ماه آسمان... گویا خیال کرده که تمثال زینب است! #یا_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها ...


+عکس بالا رو خیلی دوس... خودم نگرفتم البته:)))



+باید برم کتابخونه. سر راه یک عدد کادو بگیرم برا فاطمه سادات. تولدشه...
بیست و ششم قراره الهه به عنوان کادو تولدش پیتزا مهمونمون کنه
بهار نمیدونم چ میکنه
خود فاطمه سادات خبر نداره..
البته وقتی بگیم چه روزی میخوایم بریم متوجه میشه دیگه...



+لحظاتتون پرازیاد خدا. علی علی

(24 فروردین ماه 96-پاییز.ن)

مرتبط با: تصاویر , خاطره ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : سه شنبه 22 فروردین 1396
نظرات
یا قادر المتعال

عکس و تصویر


سلام سلام. عیدتون مباآاآاآاآاآاآرک...
ژییییییییییییییییییییییییغ




= همه بودند مسرور ،
از همه مسرور تر بودی دل نورانی پیغمبر خاتم {حاج غلامرضا سازگار}



+گلدان جانمان 4 تا جوانه خوشگل زده. دوس دوس



= با یارم تا سحر بیدارم
بیزارم از عدوی یارم....

علی علی علی مولا.....




+رسوایی 2 نشون داد شبکه 5 امروز. محشر بود. ندیده بودم. عااالیه ببینین



حاج یوسف: شما با این سیاست های فرزند کمتر زندگی بهتر بچه های طفل معصوم رو از شهر جدا کردین!
اشتباه بود.
خدا به همه مون به خاطر بی گناهی اونها رحم میکنه





لحظاتتون پر یاد خدا......علی علی

(22 فروردین 96 -پاییز)

مرتبط با: خاطره , تصاویر ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1396
نظرات
یا من یُطعِم و لا یُطعَم

ای آنکه طعام میدهی و طعام داده نمیشوی

عکس و تصویر


سلاااام علیکم

خوبیییییییید؟؟؟





+اندر حکایات امروز...
خوش گذشت. یه روز چراغونی بود. بارنگای آبی،سبز، زرد و قرمز!
امروزو انگار ریسه بسته بودن
بادکنک رها کرده بودن
و نور میومد!




+با چند تا از بچه ها(من-بهار-زهره-فاطمه سادات-مائده) بعد کلاس ایستادیم به فضا سازی و تزئین نمازخونه
 برای جشن میلاد امیرالمومنین علیه السلام که قراره فردا تو حوزه بگیریم.
کل نمازخونه رو ریسه وصل کردیم. پوستر های طلایی که اسم حضرت روش بود چسبوندیم به دیوار
پرچم زدیم...
کلی بادکنک باد کردیم...
یه "علی" مقوایی زدیم به دیوار دورش بادکنک چسبوندیم.




+فردا میخوان به بچه هایی که تو طرح ها و مسابقات پژوهشی شرکت کردن هدیه و لوح تقدیر بدن
البته که من شرکت نکردماما جایزه میخوام




+شیما میخواست بره حجامت، موضعی، برای پشت گوش
بهار میگه بری شاید درد بگیره...محکم بزنن غضروض و استخونت بشکنه()
شیما:اهههه هی میگی من میترسم!
من
بهار




+امروز الهه رو مجبوری نگه داشتم یکم مباحثه کنیم. درسای اول صرفو که یکمی یادمون رفته بود
شیما میگه الهه خسته شدی بزنش برو...
من:خیلی دوس داری یکی امروز منو بزنه شیما؟!
شیما: آره
من




+گفتم چند روز پیش نامیرا رو تموم کردم؟ فک کنم پریروز...
امروز سعی کردم از کتابش عکس هنری بگیرم برای معرفیش.
خیلی کتاب قشنگیه بچه ها... بخونین حتما. و البته غمگین ناک. در مورد امام حسین علیه السلام.
و چه اسم قشنگی....نا میرا... او که نمیمیرد............




+با مائده اولش مولودی میخوندیم همونطور که کار میکردیم.
به این نتیجه رسیدیم مولودی بذاریم تو گوشیمون، بذاریم پشت بلند گو حین کار گوش بدیم.
خیلی چسبید. انشاءالله از این کار فرهنگی ها قسمتتون شه



+فاطمه دلاور عروس شد....امروز شیرینی آورده بود.





لحظاتتون پرازیاد خدا. علی علی


(20 فروردین 96 - پاییز )


پ.ن: بع بع... چقدر راست میگوید. خوشمان آمد.
البته دقت نکردم که تو همه موارد این طوریه یا نه!

عکس و تصویر #دقیقا :) با حرف زدن همه چیز درست میشه . . .

مرتبط با: خاطره , تصاویر ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : جمعه 18 فروردین 1396
نظرات
یا من یُحیی و لا یُحیی



عیــــــــــــــــــدتون مبارک


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/403/1206381/photostudio_1480711379576.jpg



با ذکر یاجواد دلم زیر و رو شود

نامت برای قلب سیاهم طهارت است............



میلاد امام جواد علیه السلام مبارک


عکس را خودم گرفته ام.

نویسنده : happy autmn
تاریخ : جمعه 18 فروردین 1396
نظرات
یا من یَری و لا یُری

ای آنکه میبینی و دیده نشوی


http://photos03.wisgoon.com/media/pin/photos03/images/o/2017/4/3/8/1491190576351051.jpg



سلام سلااااام


اومدم از دیروز بگمممم
یه دیروز خیلیییییی خاص و خیلی قشنگ!
انگار برای یک روز سیندرلا شدم واقعا!
انقدر که خوش گذشت!




+دیروز با ا.ا رفتیم بهشت زهرا سلام الله علیها
اولش مرقد امام پیاده شدیم، رفتیم زیارت. فاطمه محمود اونجا بود.
ما هماهنگ کرده بودیم. اما به مربی ها نگفته بودیم. کلی غافلگیر شدن.





+سه تایی با بهار و فاطمه محمود نشسته بودیم یکم دورتر از بچه ها دعا میکردیم
بماند سر این دعاها چقدر خنده مان گرفت!
و بماند که قاصدک برگشت نگامون کرد و مرموز خندید!!!




+رفتیم بعدش بهشت زهرا(سلام الله علیها) اول چند تا قطعه ها رفتیم
و بعد رفتیم قطعه 24....
برای من قطعه 24 مثل دوکوهه جنوبه!
تو هردوتاش حس میکنم خونه خودمونم!
انقدر که دلم آروم میگیره....



+شهید نیری، شهید ملکنده،شهید علی خلیلی و... رو زیارت کردیم.
بعدش خودمون سه تا رفتیم تا قطعه ای که سرداران بی نام هستند.
زیارتشون کردیم. یه دختره اونجا نشسته بود سرش پایین بود.
بهار گفت این چقد شبیه زهرا روشنه.(یکی از همکلاسی های دبیرستان)
گفتم نه بابا. کجا شبیهشه!؟
میخواستیم سه تایی از پشت سر عکس بگیریم . بهار گفت به همین دختره بگیم ازمون عکس بگیره.
تا رفتیم نزدیکش سرش و آور بالا دیدیم عهههه واقعا خود زهرا روشنه!
هیچی دیگه...احوالپرسی و اینا...
قبل اینکه بگیم ازمون عکس بگیر با خودش چند تا سلفی گرفتیم.
بعدم اون از ما عکس گرفت.
گفتش چه میکنین؟
گفتیم طلبه شدیم. گفت منم دوس داشتم بیام حوزه! گفتم کجایی الان؟
گفت سمنان میکرو بیولوژی میخونم.........





+رفتیم مزار شهید زبرجدی. تو وصیت نامه شون گفتن هروقت دلتون تنگ شد بیاید سر مزار من و باهام درد و دل کنید
درد و دل چندانی نتونستم بکنم! انگار هیچی نمیتونستم بگم! فقط گریه میکردم!
بعد فک کن با چه وضعی همونجا وضو گرفتم، چادرو کشیده بودم جلوم ، بهار و فاطمه اطرافم ایستاده بودن
فاطمه پیشنهاد داد همونجا یه نماز مستحبی بخونیم.
کل چادرامون از پایین تا بالا خااااااک خالی شده بود!




+قاصدک زنگ زد بهار گفت پس کجایی؟ داریم قرارگاه رو برگزار میکنیم.
دیدیم دیر شده سریع برگشتیم. اونها کنار مزار 72 تن بودن
انقد دیر شده بود گفتیم یه قسمت که خلوت بود بدویم. از کنار مزار های خصوصی... شروع کردیم دویدن.
صدای جیک جیک گنجشکها میومد و بوی گل! باد میخورد تو صورتمون
خییییییلی حس خوبی بود.
بعدم خسته شدیم ایستادیم .درختی بالای سرمون بود که غنچه داشت. یه گنجشک روش نشسته بود و میخوند.
و من چقدر عاشق صدای گنجشکم.






خیلی زیاده اتفاقای دیروز....
فیلم گرفتنامون.... خندیدنامون. سلفی گرفتنامون.



مینشستیم کنار مزار شهدا عکس میگرفتیم. قاصدک میگه این عکساتون به درد شهادت میخوره!
شهید شدین این عکساتون و چاپ میکنیم!




فعلا باید بروم

لحظاتتون پرازیاد خدا. علی علی


(18 فروردین 96 - پاییز.ن)

مرتبط با: خاطره , تصاویر ,
نویسنده : happy autmn
تاریخ : پنجشنبه 17 فروردین 1396
نظرات
یا مُمهِل

ای مهلت دهنده


عکس و تصویر بنفشه های قشنگِ بهار... سلام:) #me #photo_by_bahar #spring #بنفشه #حجاب

راستی این عکس رو برای لیلی گرفتم!

اینهمه بنفشهههه

گفتم از بنفشه ها باید اینبار عکس بگیرم!؟ گرفتم....

 
 
4 تا دوست بودیم .....تصمیم گرفتیم با هم وبلاگ خاطرات بزنیم!

به خاطر متولد شدن توی 4فصل اسمامونو هم اسم فصل ها انتخاب کردیم.
اما حالا،
فقط2 نفر به این بلاگ دسترسی داریم (پائیز،بهار) و خاطراتمون رو میذاریم....

اوقات خوشی رو براتون آرزو مندیم

happy autmn