flower4ever موفق میشویم.نه فورا! ولی حتما...
هشتاد و سومین نویسنده : happy autmn
یا من شکره فوز للشاکرین
ای که شکرش کامیابی شاکران است

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/403/1206381/photostudio_1481699060519.jpg


یکی شون عکس یه شهیدی و گذاشت رو پروفایلش. بعد دعوا شد!

اون یکی گفت با اجازه کی عکس داداشمو گذاشتی؟

نفرسوم گفت مگه سر شهیدا دعوا میکنن آخه؟

نفر اول یه چیز گفت... و چند دقیقه ای سر این موضوع بحث کردن.

چند وقت پیش که دیده بودمشون هم اوضاع اینطوری بود

و من واقعا حس خوبی ندارم به این برخورد ها! از یکی شون پرسیده بودم، این شهیدی که انقدر دوستشون داری، ممکنه ازشون کتاب معرفی کنی بخونم؟ یا نه اصلا! یه خاطره ازشون بگو! من زیاد ایشون رو نمیشناسم.

گفت خاطره ای ازشون نخوندم.

با تعجب گفتم: خب... وصیتنامه... وصیتنامه شونو خوندی؟

گفت نه! فقط دوستش دارم!

در این که جایگاه شهدا بلنده شکی نیست!

من هم بسی تک تکشون رو دوست دارم که به فیض شهادت نائل آمدن!

اما این علاقه عجیبش، اینو تو ذهنم تداعی میکرد که فقط برای چهره این شهید ازشون خوشش میاد! و جوونیش!

نمیتونم حسم رو بیان کنم! دعوا هاشون سر اینکه کدومشون این شهید و بیشتر دوست داره رو که اصلا نمیتونم درک کنم!

یادمه یک بار با یکی شون در مورد شهید مشلب حرف میزدیم. میگفت داداش احمد و میگی؟

گفتم بله! شهید مشلب... چرا انقد دوستشون داری؟

گفت: چون با اینکه اینهمه ثروتمند بود، از جوونی و ثروتش به خاطر خدا گذشت، مدافع حرم شد و شهید...

گفتم: وصیتنامه، خاطره...؟

گفت نمیدونم! نشنیدم!

تازه میفهمم اون روزی که عکس شهید جهاد مغنیه سر مزار شهدا رو گذاشته بودم پروفایلم چرا اون کسی که درست هم نمیشناختمش اینطور باهام برخورد کرد!

دقیقا شاید منم همینطور بودم. شاید هم هستم!

اما با دیدن برخورد اینها، سعی میکنم، که اینطور نباشم!

من هم قبلا به شهید مغنیه میگفتم داداش جهاد! اونم سر مسائلی! سر خوابی که دیده بودم. من هم زیاد ازش چیزی نمیدونستم! من هم خاطره و وصیتنامه شو نخونده بودم...

پس من فرد مناسبی نیستم برای تذکر دادن به این افراد! تا وقتی که کاملا عوض شوم!

اما این که اون فرد به هر شهیدی کمی نزدیک میشه و ازش خوشش میاد، ایشون رو به اسم صدا میزنه یا میگه داداش فلانی، واقعا برام قابل هضم نیست! نه لحنش رو دوست دارم و نه حرف هاش به دلم مینشینه!

به نظرم این  که همه شهدا رو به اسم صدا میکنه موجب میشه کم کم تو ذهنش انقدر خودش رو به این بزرگواران نزدیک میبینه که جایگاهشون رو یادش میره! که یادش میره این فرد، خیییییلی بزرگ بود که از همه چیزش به خاطر خدا گذشت و رسید به این مقام!

علاقه شدید بعضی ها به آقای حامد زمانی رو هم درک نمیکنم! منم خیلی خیلی عقایدشون رو دوست دارم و همه آهنگ هاشونو تقریبا گوش میدم!

اما این که بگن تسبیح فیروزه ای دستش میندازه؟ پس ما هم بندازیم! سرشو این طرفی میچرخونه؟ پس ماهم... این مدلی سلام میگه؟ پس ما هم! این طوری حرف میزنه؟ پس ما هم!

و عجیب حس میکنم مسیر رو گم کردیم و به ظواهر دل بستیم!

من هم بستن تسبیح دور مچم رو خیلی دوست دارم! تسبیح ام البنین هدیه بهار.. یا تسبیح آبی آسمونی هدیه فاطمه...یا تسبیح تربیت...باز هدیه فاطمه! یا تسبیح چوبی هدیه پدرم!

اما وقتی میبینم من اونقدر ذکر نمیگم که اگر تسبیح بندازم دور مچم، به این کار انگار تظاهر میکنم!

اگر به نظرتون اشتباهه، بهم بگید! شاید عقایدم نیاز داره که تغییر کنه!

مادرم همیشه تسبیح همراهشه تقریبا. وقتی تسبیح و میبینن یادشون میفته ذکر بگن! اما من نه! حتی وقتی تسبیح همراهمه هم تا میبینمش یاد ذکر نمیفتم! پس تا وقتی که دیدن تسبیح برام یاد اور ذکر گفتن نشه، تسبیح دور مچم چه معنایی داره؟ تسبیح سعی میکنم همراهم باشه! توی کیفم... اما دور مچم.... ؟

بعضی کارهاشون به جای اینکه منو یاد شهدا بندازه، یاد قیافه اون شهید میندازه ! نه خدایی بودنش! تسبیح فیروزه دور مچ یکی از دوستان، منو یاد خدا نمیندازه! یاد حامد زمانی میندازه!  و البته که من در حدی نیستم بتونم در مورد نیت اصلی اون ها نظر بدم!!



لحظاتتون پرازیاد خدا. علی علی


(8 مرداد 96- پاییز.ن)



نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
تکتم
شنبه 14 مرداد 1396 12:22 ق.ظ
سلام
درمورد این پستتون یه مقاله میتونم بنویسم اصن!
خیلی بدم میاد از بعضی رفتار ها!
به نظر من دوست داشتن شهدا و راهشون و الگو قرار دادنشون خیلی کار خوبیه !
خوبه که آدم برای قهرمانای سرزمینش احترام قائل باشه !
من خودم به طرز عجیبی به شهید همت ارادت دارم!
اما وقتی رفتار بعضیا رو میبینم تعجب میکنم شهید مغنیه قهرمانن واقعا هم خوشون هم پدرشون و هم به نظرم مادرشون !
اما این که یه سری ها فقط به خاطر تیپشون و جدا از راه بزگشون داداش جهاد داداش جهاد راه میندازن واقعا غیر قابل تحمله!
درباره آقای زمانی هم که دیگه واقعا نمیدونم چی بگم ، راهشون رو قبول دارم ، با طرز تفکرشون موافقم و واقعا آهنگاشون رو به شدت گوش میدم
اما اینقدر حاشیه به نظرم لازم نیست!
کامنتاشون که واقعا اعصاب خورد کنه!
داداش حامد داداش حامد (حال آدمو بد میکنن واقعا)
پاسخ happy autmn : سلام تکتم جان
+دقیقا منم با اینکه این پست رو نوشتم باز هم انگار کلی حرف دارم برای زدن!
+موافقم با حرفات
پسته خانوم
سه شنبه 10 مرداد 1396 04:02 ب.ظ
در رالطه با تسبیح با تو نبودم پاییز
تو پستت گفته بودی مردم قضاوت میکنن
منظورم اون بود
اینکه مردم هر حرفی رو میزنن
و الا منظورم شما نبودی
پاسخ happy autmn :
صالحه
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:35 ب.ظ
پاییز خوشگلم چرا ناراحتی؟
آنلاینم اگه هستی
پاسخ happy autmn : اومدم
پسته خانوم
سه شنبه 10 مرداد 1396 01:36 ب.ظ
این افراطی بودنه رو من قبول دارم
از آقای زمانی هم متنفرم؛)
کلا راجع بهش حرفی ندارم،
در بطه با تسبیح
من خودم تسبیح میندازم یه قسمتیش مربوط به قشنگیشه
یعنی خوشم میاد ازش
و خب مطمئنا به بقیه ربطی نداره که من تسبیح میندازم ذکر میگم یا نمیگم!
این میشه قضاوت
و همه آزادن برای فکر کردن! و البته باید پاسخگو هم باشن
یکی میگه مثل لات ها تسبیح میندازی!
یکی میگه آخی چه قشنگه
کلا اهمیت نمیدم به حرف بقیه
کاری رو میکنم که دوست دارم
خلاف شرع و عرف هم نیست
پاسخ happy autmn : من دوست دارم آقای زمانی رو. خیلی...
اما اینکه یه چیزایی و نماد کنن و شعار بدن و اصل رو ول کنن بچسبن به فرع خوشم نمیاد!
درمورد تسبیح پسته جونم اشتباه نشه! من اصلا قضاوت نکردم! خیلی از کسایی که تسبیح میندازن رو هم دوست دارم! منظورم تو این پست معطوف ب ی فرد خاص بود. که کارهاش حس خوبی بهم منتقل نمیکنه! و نمیدونم چطور توضیح بدم این رو. فک کنم درست توضیح ندادم!
مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
سه شنبه 10 مرداد 1396 01:30 ق.ظ
سلآمـ بهـ پآییز عزیزِ برگـــ ریز

حآل و احوال خزان خآنومـ چطوررررره؟!

اوممممـ یهـ جآهآیی موافقمـ بآهآتــ یهـ جآهآیی نهـ !

اینکهـ اینقد روی یهـ شهید تعصبــــ داشتهـ بآشی و بآ دیدن عکسش روی پروفآیل یکی دیگهـ دعوا راه بندازی کهـ قطعا اشتباههـ...

چون اون شهید کهـ فقط برا یکی نیستـــ میتونهـ الگوی خیلیآ بآشهـ...

من فقط عکس شهید بزرگوار جهآد مغنیهـ رو دیده بودمـ چیز زیآدی ازش نمیدونستمـ فقط میدونستمـ کهـ پسر شهید بزرگوار عمآد مغنیهـ هستــ...

بعد یکی از دوستآمـ یهـ روز عکس ایشونو کهـ تبرکـ کرده بود بآ شهدای گمنآمـ بهمـ هدیهـ داد... از اون روز بهـ بعد کنجکآو تر شدمـ نسبتـ بهـ ایشون. یهـ زندگی نآمهـ مختصر ازشون خوندمـ و همچنین تآریخ تولد و تاریخ شهآدتشون...

من همـ برادر جهآد معمولا میگمـ ! امآ بهـ هیچ وجهـ قصد نزدیکی آنچنآنی یآ بی احترامی ندارمـ !

ببین پآییز بهـ نظرمـ هر کسی بآید حداقل یهـ شهید رو واسهـ خودش انتخآبــ کنهـ و زندگی نآمهـ و وصیتــ نآمهـ و روش زندگیشو ... رو بخونهـ و الگوی خودش قرار بده حتی قول و قرار بذاره بآهآشون توسل کنهـ بهشون و حتی موقع گرفتآری درد و دل ! و این صمیمیتهـ بهـ نظرمـ بد نیستـــ...

نمیدونمـ شآید همـ عقیده امـ اشتبآه بآشهـ...!

من خودمـ بهـ شهید خرازی ارادتـ خآصی دارمـ :)

و در مورد اون قسمتـ کهـ دربآره حآمد زمآنی گفتی کآملا بآهآتــ موافقمـ .

هر چند خواننده ی ارزشی هستن ایشون و نیآز مملکتــ مآ :)
پاسخ happy autmn : سلام مریم جون
خوووووووبم شکر خدا
من اصلا نمیگم نزدیک به شهدا نشین یا یک نفر از شهدا رو به طور خاص دوست نداشته باشین مریم ! من میگم تو که هی میگی به عنوان مثال شهید دهقان و دوست داری، تو برخوردت هم سعی کن بهش نزدیک شی! شاید منظورم و خوب نرسوندم.
+منم شهید خرازی و شهید ردانی پور رو خیییییییلی دوست دارم.
فاطمه
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:26 ب.ظ
ای جان چقدر من جهاد مغنیه رو دوس دارم
البته ازش چیزی ام میدونم و خوندم
منم اصلا دوس ندارم همچین کاری رو با شهدا بکنن
با هر کس دیگه میتونن اما با شهدا نمیشه همچین کاری کرد
واقعا نمیدونم چطوری ب خودشون این اجازه رو میدن
پاسخ happy autmn : منم
روزمرگی هام
دوشنبه 9 مرداد 1396 07:34 ب.ظ
منم موافقم چند بار هم تکرار شده پیشم حتی بعضیا ایمه رو هم اینطوری صدا میکنن...
در مورد تسبیه خب ز رو ظاهر نمیشه فهمید نیتش چیه..ریا هست یا ن ولی اگ برای ریاست واقعا متاسفم
پاسخ happy autmn : ائمه رو هم به اسم صدا میکنن؟؟؟
من نمیگم برای ریاست ها! اصلا هم منظورم به همه افرادی که تسبیح میندازن نیست! خیلی هاشون و دوست دارم! فقط این فرد خاص، یه مدلیه که اصلا حس خوبی ندارم بهش. متوجه منظورم میشی؟
فرزند ایران
دوشنبه 9 مرداد 1396 01:10 ق.ظ
سلام
پستت خیلی قشنگ بود و مطالب عمیقی داشت. باید بیام سرفرصت و نظرم رو بگم. فقط حالا تا همین اندازه بگم که صدا زدن اسم شهدا رو اینجوری که گفتید نمیپسندم. من خودم عاشق شهید ابراهیم هادی هستم دلیل عشقمم راه و شیوه زندگی این بزرگوار هست، خوبه وقتی از کسی خوشمون میاد سعی کنیم شبیهش بشیم نه توی ظاهر بلکه توی زندگی و مرام و معرفت. توی این زمینه حرف زیاده ،فعلا فرصتم خیلی کمه.
حق یارتون
پاسخ happy autmn : سلام...
ممنونم از نظرارزشمندتون....
متشکر
صالحه
یکشنبه 8 مرداد 1396 11:00 ب.ظ
استثناعا عکستو دوس نداشتم راستش!
اسم خدا واس این پستت خیلی خاص بود
و پستتم ی حال و هوای دیگه داشت!

اممم؟؟
نمیدونم راستش؟!
اما چیزی ک در اون شکی نیست اینه ک هر لحظه باید معرفتتو بیشتر کنی
و اینکه یادمون نره شهدا...و حتی کسایی مث حامد زمانی و از این قبیل راه رسیدن به اصل رو باید اسون کنن
نه اینکه اصل باشن!
خدا هدایتمون کنه!

من تسبیح دور مچ رو خیلی دوس دارم
اما مامانم بدش میاد!
کربلا تسبیح چوبی فاطمه رو بسته بودم دور مچم ک هرجا میرم تبرک بشه خیلی حس قشنگی داش:)همه جا هم یادش میوفتادم:)
پاسخ happy autmn : چه جالب که این عکسو دوست نداشتی.. خودم دوسش دارم
+دقیقا... اصل رو باید یادمون نره
+منم دوس دارم. اما ب نظرم باید هدف قشنگی داشته باشیم تا بندازیم! مثلا هدف تو تبرک شدن تسبیحه بود... هدف یکی اینه ک یادش بیفته ذکر بگه! این هدفا که خوبن
هانیل
یکشنبه 8 مرداد 1396 04:22 ب.ظ
من فکر میکنم ادم نباید به کار خوبی که انجام نمیده تظاهر کنه ولی هر کاری که یک قدم ما رو به انجام کارهای خوب و یاد خدا نزدیک کنه قطعا کار درستیه
و اینکه به نظر من صدا زدن اسم شهدا با اسم کوچیک بسا داداش و....اینها بی احترامی هست
ما همیشه ادم های یزرگ رو محترمانه صدا میکنیم
و صدا کردن با اسم کوچیک نشونه علاقه بهشون نیست.
پاسخ happy autmn : دقیقا با صدا کردن محترمانه افراد بزرگ موافقم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
اَبر برچسبها
پیوندهای روزانه
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ