happy autmn دوشنبه 18 دی 1396 02:41 ق.ظ نظرات ()
یاقاهر الاعداء


با خواهرجان تا الآن در حال درس خوندن :)
درس خوندن باهاش رو دوست دارم.... مثل معلم خصوصی با دخترکی که انقدر برام عزیزه، به این امید که نمره هاش عالی تر بشه.

امروز خیلی خوابیدم. هم صبح دیر بیدار شدم هم بعداز ظهر کلی خوابیدم.... اینه که دلم نمیاد برم بخوابم!
البته میدونم خواب شب نیازه و از این جور حرفهای خوب خوب :)

امروز تلوزیون یک عدد سینمایی بامزه گذاشته بود. اسمش بود دکتر دولیتل
شب هم قسمت دومش رو پخش کرد. که البته شب داشتم درس میخوندم و ندیدم!
دکتره میتونست با حیوونا حرف بزنه. خیییلی دوس داشتم فیلمشو



یه فیلم دیگه هم چند روز پیش گذاشته بود. اسمش بود "ذهن  سفید" آلمانی بود
خیلی جالب و قشننگ بود. در مورد پدر بزرگی که آلزایمر میگیره و پسرش میخواد بذارتش خانه سالمندان
نوه پدربزرگه برای اینکه نذاره اینکارو بکنن و همینطور برای اینکه از دکتر پدر بزرگه شنیده که اگر او خوشحال باشه و احساس مفید بودن بکنه ممکنه حالش خوب شه، بدون گفتن به والدینش با پدر بزرگ میرن ونیز....یه سفر برای خوشحالی پدر بزرگ و اینکه او خاطرات اولین سفری که با مادر بزرگ رفته بودن ونیز رو یادش بیاد
کارها و فداکاری های نوه هه ستوووودنی و فوق العاده بود
ینی باخودم میگفتم من اگه پیر شم همچین نوه ای داشته باشم خیلی همه چی خوبه!
آخرش همگی بغض کرده و با لبخند تیتراژ پایانی و نگاه میکردیم!
آیا میدانستید افرادی که آلزایمر میگیرن، محبت اطرافیان و به وضوح متوجه میشن!؟ و خیلی هم احساساتی تر از افراد عادی هستن؟ با اینکه افرادی که بهشون محبت میکنن و نمیشناسن !
اگر تونستین حتما ببینیدش :)


همین الان یهویی ؛))


یاعلی!