happy autmn جمعه 20 بهمن 1396 03:33 ق.ظ نظرات ()
یا من لا ینقص مِن خَزائنه شیء


+من یاد گرفتم،
بعضی حس ها باید بین خودمون و فرد خاصی که مد نظرمونه بمونه!
نباید زیاد به دیگران بگیم شون!
شاید طرز فکرشون، یا حرف هاشون، یا حتی هیچی نگن هم انرژی ای که به سمتمون میفرستن
انقدر حسمون رو تغییر میده، که قابل بیان نیست!



+امروز دوست صمیمی من تو کلاسمون، راه افتاد سمت مشهد
و یکدفعه متوجه شدم دوست صمیمی من تو یه کلاس دیگه هم الآن در راه مشهده!
ساعت و قطارشون رو پرسیدم.
تو یه قطار بودن!
و اونقدر هیجان زده شدم قلبم تند تند میزد!
شماره هاشونو دادم به هم و اینا. فک نکنم فعلا همو دیده باشن! یکی شون این سر قطار بود یکی شون اون سر!
به هر حال هیجان جالب و دوست داشتنی ای بود.



+یه چیز دیگه که یاد گرفتم اینه که نباید به افراد بیش از یک بار اونم هر چند وقت یک بار، گف "دلم برات تنگ شده"
و با اینکه این رو میدونم، این چند روز-خصوصا امروز- چند بار بهش گفتم که دلم چقدر براش تنگ شده!
نمیشدکه نگم! انقدر دلم براش تنگ شده بود که اگه نمیگفتم میترسیدم گریه کنم حتی!!!
و حتی تر، بعدش پشیمون شدم از اینکه گفتم!
چه میشه کرد!
فقط میشه درس گرفت، برای دفعه های بعدی!



+{آنقد میل تو دارم
که خدا میداند!}
انقدر دلم برای مشهد تنگ شده که خدا میداند!



+وقتی که شنیدم تو راه مشهده چقد متعجب شدم و ذوق زده! نمیدونم قرار بود بره و به من نگفته بود، یا انقدر یکدفعه ای جور شد! به هر حال که کلی ذوق کردم!




+هر روز با بهار خاطره میفرستیم تو گروهمون. 3-4 روزه که این تصمیم رو گرفتیم.
امروز هر دو خاطره هامونو با وویس فرستادیم!



+من از دوستی هایی که خیلی دوستشان داشته باشم میترسم!
میترسم که مثل دوستی ام بشود با یکی از دوستان قدیمی!
که یکدفعه همه چیز را گذاشت، و بعد از آن جوری رفتار کرد که انگار من برایش با افراد دیگر اصلا اصلا فرقی ندارم!
میترسم که فکر کنم او دوستِ خوبِ من است! و او مرا به عنوان دوست قبول هم نداشته باشد!
و البته که باید به خودم یادآوری کنم دنیا محل گذر است! نه محل خوشگذرانی دائمی! معلوم است که هیچ کس برای آدم نمیماند! بعضی ها در همین دنیا میروند از کنارمان، بعضی ها وقتی که مُردیم!
چه فرقی دارد!
مهم این است که بفهمیم دنیا محل گذر است!





+چقدر خوشحالم که 22 ای نزدیک است، که از همه 20 ها بهتر است :)




+معرفی میشود:
کتاب تاریخ مستطاب آمریکا.
ان شاءالله به زودی پست معرفی شو میذارم.
عالیه واقعا! و مفید!
به زبان طنز....
و هر صفحه یک کاریکاتور داره...




+امروز مهمون داشتیم
خیلی خوش گذشت! چقدر خندیدیم!!
خیلی وقت بود همچین حسی رو تو مهمونی ها تجربه نمیکردم. هرچند باز هم بعضی از دقایق همین مهمونی، حس بدی داشتم از بعضی حرف ها. اما بهتر بود از خیلی وقتای دیگه. نه بهتر نبود! بهتر تر بود!




+معذرت میخوام از تغییر لحن بین خاطره اگر اذیت شدین:)






لحظاتتون پرازیادخدا. علی علی

(19 بهمن ماه 96-پاییز.ن)