تبلیغات
flower4ever - with hope
موفق میشویم.نه فورا! ولی حتما...
flower4ever
پنجشنبه 16 فروردین 1397 :: نویسنده : happy autmn
یا من هو لمن اطاعه حبیب
ای که او برای فرمانبردارش دوست می باشد



چه اسم خاصی...چه اسم قشنگی...
وای خدای جانم. ممنونم !




میشه ماهم تلاش کنیم که بشیم جزء اون دسته "لمن اطاعه" ؟
وای که چه خوب میشه:)




تصمیم بر این شد که اطلاعاتمو بردارم، گوشی و برگردونیم تنظیمات کارخانه.
حالا که دیدم چند نفر هم این کارو کردن و نتیجه گرفتن، با امید به گوشی نگاه میکنم.
الان گوشیم کلی خالی شده.
الان منتظرم یه چیزو که نصفه دانلود کرده بود تموم کنه، از روش بردارم بریزم تو کامپیوتر بعدم برگردانم تنظیمات کارخانه تا ببینیم چ میشود!
دعا دعا....



بهارمان تک و تنها مانده وسط فعالیت ها. میگه پاشو بیا فعالیت کن.
شرایط عوض نشده.
اما حال و هوای من عوض شده.
الان هم موقعیتش نیست که برم واسه فعالیت
و الان دیگه خودمم زیاد دوست ندارم فعالیت دائمی رو. اما فعالیت های جزئی تر رو چرا.... خیلی دوست دارم اینطوری.



به شدت دلم میگه این دانلوده رو بیخیال  شم ، پاکش کنم، برگردونم به تنظیمات کارخونه بعد دوباره بذارم از اول دان شه.
اما از اون ظرف میگم نههههه
دان میشه بالاخره.



+دیشب اگه گفتید چییی شد!؟
ساعت 3، حدودای 4، منسفیلد تموم شد :)
خیلی یهویی خوب شد.
من خیلی دوستش داشتم. خصوصا روحیات فانی برام لذت بخش بود.
اما این که آخرش، تو چند صفحه همه چیز و بر وفق مراد کرد و یکدفعه کاری کرد ادوارد و فانی از هم خوششون بیاد و ازدواج کنن خیلی قوی نبود...
تو کل کتاب هیچ خبری نبود ... یکدفعه تو یه فصل!!
همه به سزای اعمال خود رسیدند و همه چیز به خیر و خوشی تمام شد!:))))
باز هم کلی چیز داشت که یاد بگیرم.
کلی اصول اخلاقی، کلی حرف قشنگ و حس خوب:)




لحظاتتون پرازیادخدا. علی علی
(16 فروردین 97. پاییز.ن)


پی نوشت:
عکس رنگ آمیزی که به پدر جان تقدیم کردم و هدیه های روز پدر ادامه مطلب
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/409/1224980/Negar_31032018_173943.jpg



http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/409/1224980/Negar_31032018_174051.png




نوع مطلب : خاطره، تصاویر، آلبوم عکس های شخصی ما چهارتا، 
برچسب ها : عکس های پاییزی، دسته گل، مریم، رنگ آمیزی، بوی سیب سبز، کاکتوس،
لینک های مرتبط :

شنبه 18 فروردین 1397 01:04 ب.ظ
پس بالاخره منسفیلد هم تموم شد!
فانی از همون اول هم ادوارد و دوست داشت و روز به روز این دوست داشتنه عمیق تر می شد ولی قبول دارم تمایل ادوارد به فانی خیلی یه دفعه ای بود!

وای پاییز چقدر خوب از رنگ ها استفاده می کنی. چه تصویر گل گلی قشنگی شده. دلم رفت.
هدیه های پدر جان هم مبارکشون باشه.
happy autmnآری :) بالاخره

از جهت فانی که عجیب نبود. اما از نظر ادوارد خیییلی یهویی شد. از دید خواهرانه ای که به فانی داشت یهو تبدیل شد به کسی که دوستش داره و..
حتی درست پردازش نکرد که چی شد که یکدفعه متوجه شد فانی و دوست داره! حداقل میتونست اول اولش و توضیح بده. بگه جرقه این علاقه ادوارد از کجا زده شد. اتفاقا میتونست یکی از قسمتای خیلی قشنگ کتاب بشه :)

+وای مهناز ممنونم :)
چقدر نظراتتون بهم انرژی داد.
+ان شاءالله :)
جمعه 17 فروردین 1397 05:25 ب.ظ
ژان ژان~.~


چیشد گوشی؟
درس شد؟


واااااهاااای باورم نمیشه
بالاخزه این کتاب تموم شد؟
نهههه!
الله اکبرررر:دی


عزیززززم
چ خوشگل بود:دی
خیلی رنگی رنگی
چ کاکتوسای نازی هم داری:)

عکس ساعت و.گل خعلی خفنه
یه عکس حرفه ای

من انقدر ساعت دوس…
ولی نمبنده عاغای پدر

این دو عکس عاخر ی دنیا حس خوب داش
دلم قیلی ویلی رف~.~
happy autmnآرههههه. شکر خدا الان که خوب کار میکنه


+یا للعجب! واقعنی تموم شد.


+مچکر مچکر :)


+کامنت تو هم برای من کلی حس خوب داشت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


4 تا دوست بودیم .....تصمیم گرفتیم با هم وبلاگ خاطرات بزنیم!

به خاطر متولد شدن توی 4فصل اسمامونو هم اسم فصل ها انتخاب کردیم.
اما حالا،
فقط2 نفر به این بلاگ دسترسی داریم (پائیز،بهار) و خاطراتمون رو میذاریم....

اوقات خوشی رو براتون آرزو مندیم

مدیر وبلاگ : happy autmn
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :