happy autmn شنبه 26 خرداد 1397 12:41 ق.ظ نظرات ()
یا من هو منتهی هِمَمُ العارفین


امروز، انگار یک روز بود...
نمیدونم چطوری یه روز تنهایی انقد پر خاطره میشه:)
عجب عید قشنگی بود. شکر خدا...



صبح زود رفتیم مصلا. داخل که رفتیم میثم مطیعی که شعر میخوند میتونستیم ببینیمش.
تو خطبه ها هم حضرت آقا رو دیدیم :)
وای که چقدر موقع شعر خوندن میثم مطیعی دست زدیم و تکبیر گفتیم :)



تو راهِ رفت و برگشت انقدر با خواهرهام خندیدیم که ...جای شما خالی :)



فرجه ها تموم شد تقریبا!
البته به نظر من دقیقا تموم شده!
چون بیست و هشتم که اولین امتحانه، خب تو این زمان باقی مونده باید امتحان بیست و هشتم رو بخونیم دیگه:/
وقت واسه هیچ چیزِ دیگه نیست!


فردا مهمونی دعوتیم خونه داییم اینا:|
اصلا من نرم چطوره؟
با این وضع درس خوندن واقعا :/


فوتبال :))
ایران 1 مراکش 0
ذوق کردم همی :)
امروز رفته بودیم بیرون. همه ملت با موتور و ماشین بیرون بودن در حال بوق زدن و خوشحال و شاد و خندان:))
ی بنده خدایی میگفت مراکشیه گل به خودی زد. انقد ذوق داره؟



لحظاتتون پر از یاد خدا.علی علی

(26خرداد 97.پاییز.ن)

ساعت 1:50 بامداد :/



پی نوشت:
{صبر از تو
خلافِ ممکنات است.....}

#سعدی