تبلیغات
flower4ever - از همه جا....
موفق میشویم.نه فورا! ولی حتما...
flower4ever
سه شنبه 29 خرداد 1397 :: نویسنده : happy autmn
یا مَن هو مُنتَهی طَلَبِ الطالِبین
ای نهایت جست و جوی حق طلبان



عکس و تصویر دستتان را دراز کنید و با انگشت به کسی اشاره کنید، میبینید که یک انگشت ...


میخواستم بیام اینجا،
از دوستایی که از قبل تر تر ها - حدودا قبل سال کنکورم- من رو تو وب دنبال میکنن
بپرسم من قبلا هم روزهام همین مدلی بود؟!
قبلا هم یه روز شاد بودم و یک روز دل گرفته!؟
قبلا هم انقدر حس های متناوب داشتم؟!


خوشحال میشم نظرتون رو در این باره بهم بگید!





+امروز روز مزخرفی بود واقعا!
امتحانی دادم به غایت بد
یه سری مشکل خانوادگی
خواب آلودگی در حد منگ بودن
یه وضعی اصلا!



+وای وای بچه ها راستی به یه چیزی دقت کردم!
من زمانم که زیاد پای گوشی و پیامرسان ها و اینستا بگذره، به نوعی افسرده و پژمرده میشم انگار...
اما این حس وقتی توی وب ها هستم - وب خودم یا شما ها- خیلی کمتر پیش میاد! زمانش باید خیلی طولانی باشه این وب گردی که برسم به اون نقطه پوچی و افسردگی!
حتی اگه وب گردی هم نکنم! تو گوشیب هم با نت کار نداشته باشم؛ باز وقتی تو کامپیوتر کار هایی بجز کار با اینترنت دارم، خوشحال ترم از وقتی همین نوع کارها رو تو گوشی دارم!
فلسفه اش چیه؟! الله اعلم




+دیوانِ قیصر به شدت حال خوب کن بود برام چند روز پیش!
برداشتمش از توی قفسه.
همینجور ورق میزدم و شعر هایی که دوستش داشتم رو برای پرتو میخوندم.
انقد حالمون خوب بود اون روز :)
امروز هم دلم قیصر میخواد. بخونم بلکه حالم بهتر شه! ها؟




+گفتم زهرا سادات مون نامزد کرد ؟



+واهای بچه ها.
دیشب که داشتم برا امتحانه میخوندم، یه سری کابوس های اجق وجق میدیدم وسطش که یکم خواستم بخوابم.
بعد که از کابوس ها بیدار شدم نوشتمشون
خیلی ادبی طور شده :))))
تو پست بعدی میذارم براتون....







لحظاتتون پرازیاد خدا. علی علی

(الان دیگه 29 خرداد 97 - پاییز.ن)
00:48 بامداد....






نوع مطلب : تصاویر، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 29 خرداد 1397 01:09 ق.ظ
تو ذهن من
پاییز یه دختر خوش قلب و مهربونه
با صورت سفید،ک یه حس مثبتِ گلگلی داره...
این شخصیتت همیشه بوده،
اما گاهی هم غمگین،
شاید اینروزا یکم بیشتر اما هیچوقت اون گلگلی بودنت کمرنگ نشده:))
*از این گلگلی سرخابی صورتیا ها...

نامزدی زهرا سادتتون مبااااارکااااا
وای وای :))))


یوقتایی حالم ک بد میشد
شعر میخوندم،
الان خیلی وقته این کارو نکردم
اما یادمه درداوره های قیصر همیشه پایه ثابتش بود.

وبلاگ تکه.
تجربه ی تکرار نشدنیه برام
مخصوصا شماها...


الان خوبی؟
happy autmnای جان. توصیفت انقدر دلچسب بود که وی را تا پای گریه کردن برد.
وای صالحه تو چقدر خوبی. همینجوری خوب بمون ... باشه؟؟


+مبارک... جیغ جییییغ
شولولولولو

+من زیاد این کارو نمیکردم. کلا هروقت حس شعرم میومد میخوندم. اینطوری نبود که حالم بد شه بخونم برای اینکه حالمو خوب کنه. اما امشب میخوام امتحانش کنم.

+واقعا تک!
البته وبلاگ اگه یه همچین دوستای خوبی داشته باشیم توش انقد رخوبه ها صالحه!
در غیر این صورت آدم حس میکنه داره با دیوار حرف میزنه.
من قبل این وب مدتها ی وب دیگ داشتم. برا دوران راهنماییم بود.
مخاطب نداشتم.
انقد سوت و کور بود!
البته با این حال باز مینوشتم توش!
الان که حذفش کردم. اما خب... این حس وبلاگ نویسی که عاشقشم برای این وبلاگمه! و برای بودن شماها. قبل از بودنتون وبلاگو انقدر دوست نداشتم.

+بهترم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


4 تا دوست بودیم .....تصمیم گرفتیم با هم وبلاگ خاطرات بزنیم!

به خاطر متولد شدن توی 4فصل اسمامونو هم اسم فصل ها انتخاب کردیم.
اما حالا،
فقط2 نفر به این بلاگ دسترسی داریم (پائیز،بهار) و خاطراتمون رو میذاریم....

اوقات خوشی رو براتون آرزو مندیم

مدیر وبلاگ : happy autmn
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :